خرید بک لینک
بودن، یا نبودن: مسئله این استآیا شایستهتر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم،یا این که ساز و برگ نبرد برداشته، به جنگ مشکلات فراوان رویمتا آن دشواریها را ز میان برداریم؟مردن، آسودن - سرانجام همین است و بس؟و در این خواب دریابیم که رنجها و هزاران زجری که این تن خاکی میکشد، به پایان آمده.پس این نهایت و سرانجامی است که باید آرزومند آن بود.مردن… آسودن… و باز هم آسودن… و شاید در احلام خویش فرورفتن.ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگپس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید میآیدما را به درنگ وامیدارد؛ و همین مصلحتاندیشی استکه اینگونه بر عمر مصیبت میافزاید.وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،اهانت فخرفروشان، رنجهای عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب دارانو دست ردّی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا میزنند، همه را تحمل کند،در حالی که میتواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟کیست که این بار گران را تاب آورد،و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،اراده آدمی را سست نماید.و وا میداردمان که مصیبتهای خویش را تاب آوریم،نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمیدانیم.و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بیرنگ میکند.و از این رو اوج جرئت و جسارت مااز جریان ایستادهو ما را از عمل بازمیدارد.دیگر دم فرو بندیم، ای افیلیای مهربان! ای پریرو، در نیایشهای خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر.برچسبها: بودن یا نبودن

برچسب: نویسنده: کسری محمدی تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 18:10

صفحه بندی